تبليغاتX
درد هجر





تو رفتی رد پایت در دلم ماند

شکوه خنده هایت در دلم ماند

دلم را با سحر خوش کرده بودم

غروب ماجرایت در دلم ماند

شریک دردهایم بودی اما

غم بی انتهایت در دلم ماند

هزار و بک شبم چون باد بگذشت

طنین غصه هایت در دلم ماند

علی رغم سکوت ساده ی من

سفر کردی صدایت در دلم ماند

و حالا مثل یک رویای برفی

تو رفتی رد پایت در دلم ماند !

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 23:1 توسط محسن |




دیگه به انتظار آمدنت نمی مانم!

چون میدونم که نمی آیی

دیگه به راه آمدنت خیره نمی مانم!

چون میدونم که راهت را عوض کردی

دیگه آرزوی داشتنت را نمی کنم!

چون میدونم که برای من نیستی

دیگه نمی خواهمت!

چون میدونم که خواستنم بی نتیجه است

دیگه نبودنت را فریاد نمی زنم!

چون میدونم که نبودنت حقیقته

اما نمی تونم دوستت نداشته باشم...

نمی تونم دلتنگت نباشم...

نمی تونم نگران زندگیت نباشم...

نمی تونم به فکرت نباشم...

می فهمی...؟؟؟!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 23:5 توسط محسن |





چه آسان كوله بار سفرت را بستي.

آيا مي داني چه عاشقانه پشت سرت گريستم .

 و هق هق شانه هایم

قلب ستاره هاي عاشق را لرزاند؟

اگر مي داني برگرد و اين تنهاترين را تنها نگذار .

برگرد...  .


+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 19:0 توسط محسن |





دلم برای کسی تنگ است که  

طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد ،

دلم برای کسی تنگ است که

با زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق می کند ،

دلم برای کسی تنگ است که

تنم آغوشش را می طلبد ،

دلم برایکسی تنگ است که

قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند ،

دلمبرایکسی تنگ است ،

دلم برای   تو   تنگ است .


+ نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 11:38 توسط محسن |



چه زیباست بخاطر تو زیستن، برای تو ماندن،

بپای تو مردن وبه عشق تو سوختن.  

وچه تلخ وغم انگیز است، دور از تو بودن،

برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن. 

ایکاش می دانستی بدون تو، مرگ گواراترین زندگیست.

بدون تو و به دور از دستهای مهربانت،

زندگی چه تلخو ناشکیباست. 

ایکاش می دانستی مرز خواستن کجاست.

وایکاش می دیدی قلبی را که فقط

برای  تو  می تپد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 15:40 توسط محسن |





درد عشقی کشیده​ام که مپرسگشته​ام در جهان و آخر کارآن چنان در هوای خاک درشمن به گوش خود از دهانش دوشسوی من لب چه می​گزی که مگویبی تو در کلبه گدایی خویشهمچو حافظ غریب در ره عشقزهر هجری چشیده​ام که مپرسدلبری برگزیده​ام که مپرسمی​رود آب دیده​ام که مپرسسخنانی شنیده​ام که مپرسلب لعلی گزیده​ام که مپرسرنج​هایی کشیده​ام که مپرسبه مقامی رسیده​ام که مپرس
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 22:5 توسط محسن |



+ نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 16:20 توسط محسن |



یه روز یه پسره بود که یه دوست دختر داشت پسره نابینا بود دوست دختر شو خیلی دوست داشت میگفت اگه من دوتا چشم داشتم تا ابد با تو میموندم یه روز یکی پیدا شد و به پسره چشم داد پسره وقتی تونست دوستشو ببینه دید که اونم نابیناست گفت من دیگه نمیتونم با تو بمونم دختره گفت باشه اما وقتی داشت میرفت به پسره گفت مواظب چشمام باش !!!
+ نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 16:10 توسط محسن |



عشق یعنی...

 

عشق یعنی انتظاروانتظار 
 عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی از فراقش سوختن

عشق یعنی سر به در آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی چون محمد پا به راه
عشق یعنی همچو یوسف قعرچاه

عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی گم شدن در کوی دوست
عشق یعنی هر چه در دل آرزوست

عشق یعنی یک تیمم یک نماز
عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق یعنی یک تبسم یک نگاه
عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه

عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی مستی ودیوانگ
عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی با پرستو پر زدن
عشق یعنی آب بر آذر زدن

عشق یعنی سوزنی آه شبا
عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی شاعری دل سوخته
عشق یعنی آتشی افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخ
عشق یعنی خون لاله بر چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن
عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی بیستون کندن به دست
عشق یعنی زاهد اما بت پرست

عشق یعنی یک شقایق غرق خون
عشق یعنی درد و محنت در درون

عشق یک تبلور یک سرود
عشق یعنی یک سلام و یک درود
+ نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 16:2 توسط محسن |



+ نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 13:20 توسط محسن |



چه قدر سخته که عشقت روبه روت باشه نتونی هم صداش باشی

چه قدر سخته که یک دنیا بها باشی نتونی دیگه رها باشی

چه قدر سخته که بارونی بشی  هرشب نتونی آسمون باشی

چه قدر سخته که زندونی بمونی بی درو دیوار نتونی هم زبون باشی

چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حس بیرونه

چه بدبخته گلی که مونده توگلدون غمش یک قطره بارونه

چه قدر سخته که چشمات رنگ غم باشه ولی ظاهر پرازخنده

چه قدر سخته که عشقت آسمون باشه ولی آسون بگن چنده

چه قدر سخته کلامت ساده پرپر شه نتونی ناجی اش باشی

چه قدر سخته که رفتن راه آخر باشه نتونی راهی اش باشی

چه قدر سخته تو  خونت  عین مهمون شی بپوسی خسته ویرون شی

چه قدر سخته دلت پر باشه ساکت شی ولی تو سینه داغون شی

چه قدر سخته که یک دنیا صدا باشی ولی از صحنه خوندن جدا باشی

چه قدر سخته که نزدیک خدا باشی ولی غرق ادا باشی

+ نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 13:5 توسط محسن |



 

سازنده ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن. پرمعني ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر. عميق ترين کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده. بي رحم ترين کلمه(( تنفر)) است...با آن بازي نکن. خودخواهانه ترين کلمه((من)) است...از آن حذر کن. نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر. بازدارنده ترين کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن. با نشاط ترين کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز. پوچ ترين کلمه((طمع)) است...آن را بکش. سازنده ترين کلمه((صبر)) است...براي داشتنش دعا...

+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 18:50 توسط محسن |



+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 16:20 توسط محسن |



آخر زنگ دنیا کی میخورد ؟



خدا می داند،ولی........................
آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه
می شود تقلب کرد ونه می شود سرکسی
را کلاه گذاشت.


آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش
از جلسه امتحان هم کوچکتر بود.

آنروز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال
سختی بود ،سوالی که بیش از یک بار
نمی توان به آن پاسخ داد.

خدا کند آنروز که آخرین زنگ دنیا می خورد،
روی تخته سیاه قیامت اسم ما را جزء خوبها
بنویسند.

خدا کند حواسمان بوده باشد وزنگهای تفریح
آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات
یادمان رفته باشد.

خدا کند که دفتر زندگیمان را جلد کرده باشیم
وبدانیم دنیا چرک نویسی بیش نیست

+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 16:1 توسط محسن |



+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 14:20 توسط محسن |



زندگی عشق است عشق افسانه نیست آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست عشق آن نیست که کنارش باشی عشق آن است که به یادش باشی

 

عشق از دوستی پرسید : تفاوت من وتو در چیه ؟ دوستی گفت : من دیگران را باسلامی آشنا می کنم و تو با نگاهی . من آنها را با دروغ جدا می کنم و تو با مرگ

 

هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودته

 

هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودته

 

خدایا من در کلبه ی حقیرانه ی  خود چیزی دارم که تو در عرش کبریای خود نداری من چون تویی دارم و تو چون خود نداری .

 

حقيقت نه با شنا کردن بلکه با غرق شدن کشف مي شود شنا کردن حادثه ايست که در سطح اتفاق مي افتد غرق شدن تو را به اعماق بي انتها مي برد  .

 

اگر خدا تا لب پرتگاه بردت بدون یا از پشت تو رو گرفته یا همون لحظه پرواز رو یادت میده

 

 

+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 14:17 توسط محسن |



مولا علی (ع) می فرمایند  :

 

اگر ازمردم طلب حاجت کنی اگر برآورده شد منت است اگر

برآورده نشد ذلت است

اگر ازخداوند طلب حاجت کنی اگر برآورده شد نعمت است اگر

برآورده نشد حکمت است

 

 

قال المعصوم ( ع ) :

 

دوچیز را فراموش مکن :

یاد خدا و یاد مرگ

 

دوچيز را فراموش كن :

بدی دیگران در حق تو و خوبی تو در حق دیگران

 

چهارچیز را نگه دار :

زبانت را در جمع - دلت را سر نماز - چشمت را در خانه دوست

 و گرسنگیت را سر سفره دیگران

+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 14:10 توسط محسن |



همیشه برای کسی بخند ، که می دونی به خاطر تو شاد می شه ... واسه کسی گریه کن ، که می دونی وقتی غصه داری و اشک می ریزی برات اشک می ریزه ... برای کسی غمگین باش ، که در غمت شریکه ... عاشقه کسی باش ، که دوستت بداره .

 

معلم گفت: عشق چند بخشه؟ یه بار دستم رو از بالا تا پایین آوردم و با خوشحالی گفتم: یك بخش . ولی وقتی تو رو شناختم فهمیدم عشق سه بخشه:
1- عطش دیدن تو
2- شوق با تو بودن
3- اندوه بی تو بودن

 

آدمی ساخته افکار خویش است فردا همان خواهی شد که امروز بدان فکر میکنی .

 

آنكه با زندگی میسازد زندگی را می بازد. با زندگی نساز ، زندگی را بساز!

 

چیزی که دوست داری را بدست بیاور وگرنه مجبوری چیزی را که بدست می آوری دوست بداری...

 

هرگز به كسی نگاه نكن وقتی قصد دروغ گفتن داری . هرگز به كسی محبت نكن وقتی قصد شكستن قلبش را داری . هرگز قلبی را قفل نكن وقتی كلیدش را نداری

 

 .عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی از فراغش سوختن

 

+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 14:5 توسط محسن |



پول

 

با پول می شود :

خانه خرید ولی آشیانه نه، 

 رختخواب خرید ولی خواب نه،

 ساعت خرید ولی زمان نه،

 می توان مقام خرید ولی احترام نه،

می توان کتاب خرید ولی دانش نه،

دارو خرید ولی سلامتی نه، 

و بالاخره ، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه

+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 13:56 توسط محسن |



مرا ببخش اگر ...

 

اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم

و یا از روی خود خواهی فقط خود را پسندیدمُ

اگر از دست من در خلوت خود گریه ای کردی

ُ اگر بد بودم و هرگز به روی خود نیاوردی

ُ اگر تو مهربان بودی و من نامهربان بودم

ُ برای دیگران سبز و برای تو خزان بودم

ُ اگر زخمی چشیدی گاه گاهی از زبان من

اگر آزرده خاطر گشتی از لحن بیان من

مرا ببخش مرا ببخش

 

+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 13:40 توسط محسن |



سكوت تلخ

 

اینجا من هستم ، سکوتی محض ، سکوتی شکسته و

 درهم بخاطر هر روز ندیدن تو. اینجا من هستم ; تهی از

 زندگی و روزمره گی خالی تر از همیشه با کلافی در

 هم و پیچ در پیچ . معنی سکوتم را با چشمانم برایت

 بارها فرستاده ام . اینجا من هستم با آوازی که هرگز

 نشنیده ای. من هستم و سازی مبهم . اینجا من مانده

 ام تنها در پس اندوه ، صدای کهنه سازم من هستم و

 گلی پرپرشده از عشقی کور. من هستم و یکرنگی

 شکسته ام . اینجا در شهری دور من مانده ام به انتظار

 هر لحظه که می آیی ..

 

·  نگران نباش ! من آنقدر امروز و فرداهای نیامدن را دیده

 ام که هیچ وعده ی بی سرانجامی خواب و خیال

 آرزوهایم را آشفته نمی کند ! حالا یاد گرفته ام که

 فراموشی دوای درد همه نیامدن ها و نداشتن ها و

 نخواستن هاست . یاد گرفته ام که از هیچ لبخندی خیال

 دوست داشتن به سرم نزند .... یاد گرفته ام که بشنوم

 تا فردا ... و به روی خودم نیاورم که فردا ها هیچ وقت

 نمی آیند ..

 

+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 1:34 توسط محسن |




 لبخند 

 

چوپان دروغگو مي ميره تو قبر ميپرسن اسمت چيه؟ميگه دهقان فداكار

غضنفر عينكش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشش، سرش گیج میره میخوره زمین

به یارو ميگن يك جمله بگو توش 6 تا بيل داشته باشه ميگه: والا نميدانم هابيل با بيل قابيلو كشت يا قابيل با بيل هابيلو كشت

غضنفر به زنش میگه سه تا حیوون رو نا ببر که با حرف خ شروع بشه میگه خودت خواهرت خدا بیامرز مادرت

به غضنفر مي گن با (کشور ) يه جمله بساز. ترکه مي گه : من با کش ور رفتم خورد تو چشمم !!

يه روز يه گوسفند قرص اكس مي خوره ميره سر خيابان دستشو بالا ميكنه ميگه (كشتارگاه).

تركه سوار اسان سر مي شه مي بينه نوشته ظرفييت يازده نفر بعد تركه ميگه حالا من ده نفر ديگه از كجا بيارم

به تركه ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه: كره خر چنگ نزن!

تركه عينك افتابي ميزنه بچه اش مياد تو اتاق بهش ميگه كجا بودي تا اين وقت شب؟

ترکه زنگ مي زنه خونه دوست دخترش ، باباي طرف گوشی رو بر مي داره. ترکه هول مي شه و ميگه : ببخشين توپمون افتاده توي حياط شما !!!

یه پسرودختر مشغول قایم موشک بازی بودند دختر به پسر میگه اگه من رو پیدا کردی بوسم کن اگه هم پیدام نکردی زیر پله هستم

به يه لره ميگن كجاداري ميري؟ ميگه دارم برميگردم!!!

زنه از شوهرش مي پرسه از چيه من بيشتر خوشت مي آد؟ از صورت زيبا و يا هيكل متناسبم؟ مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش مي ندازه و ميگه از اعتماد به نفست!!!

+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 1:30 توسط محسن |